دلتنگی
شنیدم هروقت بی اختیار اسم کسی به زبونت میاد
یا ناخودآگاه به یادکسی می افتی،
حتماً توی اون لحظه اونم به یادت بوده
و داشته بهت فکرمی کرده.
این روزا به این موضوع که فکر می کنم بغض گلومو می گیره
و چشام پرمی شه از اشک.
- اگه این حرف واقعیت د اشته باشه!!!! -
یعنی غروبای جمعه،
وقتی دلت پر می شه از غم،
وقتی تموم وجودت
دلتنگی می شه
و از ته دلت « یا صاحب الزمان» می گی،
یعنی توی اون لحظه آقا یه یادته
و داره نگاهت می کنه.
حتی تصورش هم یه حس قشنگ به آدم می ده،
یه حس قشنگ با یه بغض قشنگ و یه غرور قشنگ...
اولین پست قرن جدید
بیا
در یکی از همین روزهای به ظاهر محال ! ! به ظاهر بعید ! !
بیا
که آمدنت همان معجزه ای است که قرن ها ، امید به شوق رسیدنش زنده مانده است...
بیا
در یکی از همین روزها که زمین پر از عطر نرگس است...
طلوع کن ای آفتاب
و این شب سیاه بی تو بودن را خط بزن...
تو آن رویای خوبی که توصیف لحظه ی شوق انگیز آمدنت
در حجم هیچ واژه ای نمی گنجد...
اما مهربان
این فراق تا کی ؟؟!! ...
این بی کسی تا کجا ؟؟!! ...
چقدر روز میلادت را بدون تو !!! جشن بگیریم ؟؟!! ...
آقای خوب من
فراقت مرا با همه ی سیاهی ام بهانه گیر کرده است...
تا نیایی دیگر هیچ نخواهم نوشت...
شتاب کن ای منجی...
وعده ی دیدار همان لحظه ی خوب ظهور تو...

سلام بر چشم خدا