+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 16:1 توسط نرگسی
|
سلام بر چشم خدا آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند
مولا جان! هر چند آمدنت حتمی است، من اما در هراس نبودن خویشم ... کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند. تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ... ولی شرمساریم از انتظار ...
_______ _____ __
برای آمدنت انتظار کافی نیست دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست خودت دعا بکن ای نازنین که برگردی دعای این همه چشم انتظار کافی نیست
_______ _____ __
یادت نرود همیشہ فردایی هست در قلب ڪویر آب گوارایے هست